خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برنامد آهی از دلم، زلفت پریشان از چه شدپیشت نکردم گریه ای، لبهات خندان از چه شد
۲
تیری زدی و ننگری، گیرم که ندهم برونهم خود بگو کاخر مرا صد رخنه در جان از چه شد
۳
بی من نبودی یک زمان، اکنون نیایی سوی منکان آشنا بود آنچنان، بیگانه زینسان از چه شد
۴
روشن شد اندر شهر و کو، این سوزش پنهان مندور است باری شمع دل، پروانه بریان از چه شد
صفحهٔ ۱ از ۲