شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز آن بلای عاشقان اینک به صحرا می روددیوانه باز آید همی آنکو تماشا می رود
۲
کشته کسان را سو به سو، خصمان خود در جستجومن در نهان لرزان ازو، او آشکارا می رود
۳
او در ره و بر من ستم، کای من هلاک آن قدمور خود نخواهد کشتنم، هیچش مگو تا می رود
۴
از ما زمانی یاد کن، ویران دلی آباد کنامروز باری شاد کن، جانی که فردا می رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth