شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می خواهد آن سرو روان کامروز در صحرا شودتا چند پیراهن چو گل هر جانبی یکتا شود
۲
صد چشم پاکان در رهش وین دیده آلود همآن بخت کو کان شوخ را این دیده زیر پا شود
۳
گفتم، فلان دیوانه شد، گفتا، چه غم دارد مرا؟عاشق چرا می شد، کنون چون شد رها کن تا شود
۴
بد خوی من تو آن نه ای کاسان ز دل بیرون شویعمرم درین انده رود، جانم درین سودا شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth