خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم فدای قامتی کافاق را حیران کنداز ناز چون گردد روان، رو در میان جان کند
۲
گر جور و گر رحمت کند من راضیم از جان و دلبگذار خود کام مرا تا هر چه خواهد آن کند
۳
جانا، بر آب چشم من خنده به رعنای مزنهر قطره کز چشمم چکد، صد خانه را ویران کند
۴
آن نیم جانی که از غمش مانده ست آن هم رفته دانیک ره به زیر هر دو لب گو خنده پنهان کند
صفحهٔ ۱ از ۳