شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاه سوار من نگر مست و خراب می رودهر که رخ چو ماه او دید، ز تاب می رود
۲
کرده خراب خانه ها جان من خراب همخلق دوان که اینک آن خانه خراب می رود
۳
چشم رسیدنش مباد، ار چه ز بهر کشتنمچشم بدو نمی رسد بسکه شتاب می رود
۴
او به کمین کشتنم، من به غم جوانیشبسکه هزار خسته را چشم پر آب می رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth