شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که چو تو به نیکویی آفت عقل و جان بودخون هزار بی گنه ریزد و جای آن بود
۲
ماند زبان و دل بشد از غم تو مرا و خودعاشق خسته تا بود بیدل و بی زبان بود
۳
تو به کمین آنکه من کشته شوم به کوی تومن به دعای آنکه تا عمر تو جاودان بود
۴
تو به عتاب حاضری، چون به منت نظر فتدمن به قصاص راضیم، گر ز توام امان بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth