خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که دمی به یاد آن دلبر مه لقا زندشاه پیاده بر درش آید و مرحبا زند
۲
در همه عمر یک نفس روی نتابم از درشگر دو هزار مدعی طعنه ام از قفا زند
۳
بر گل تازه رنگ و بو برگ و نوا اگر نبودلاف محبت از چه رو بلبل خوش نوازند
۴
همنفسی ز کوی او غیر صبا ندیده امکو نفسی به پیشم از رهگذر صفا زند
صفحهٔ ۱ از ۲