خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چه کار آیدم آن دل که نه در کار تو آید؟گِل در آن دیده هزاران که نه بر خار تو آید
۲
آنچه من دیدم از آن غمزهٔ بیمهر تو، یاربپیش آن نرگس خونریز جگرخوار تو آید
۳
کشت بیماری شبهام، سزا این بُوَد آن راکه بهسانِ منِ بدروز گرفتار تو آید
۴
گریهها در ته دیوار تو ریزم که گر افتدبر من افتد نه که غیری ته دیوار تو آید
صفحهٔ ۱ از ۳