خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرم آن روز که دیدار تو پیش نظر آیدضایع آن عمر که بی دیدن رویت به سر آید
۲
چه خبر مرده دلان را ز خراش جگر من؟درد جایی ست که پیکان به دل جانور آید
۳
دل گم گشته ما را خبر، ای دوست، چه پرسی؟دل نه زانگونه ز ما رفت که از وی خبر آید
۴
هدف تیر تو جانی ست به جای سپر اینجاچو گنهکارم منم، نیز مرا بر سپر آید
صفحهٔ ۱ از ۳