خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند گاهی دگر ار چشم تو در ناز بماندای بسا دل که در آن طره طناز بماند
۲
کعبتینی تو که غلتانی ازان چشم مقامرای بسا سیل کز آن چشم روان باز بماند
۳
خاتم اندر دهن انگشت بگیرد ز دهانتور دهانش ار کشی انگشت دهان باز بماند
۴
روی تو دیدم و خط دود رسانید به چشمتترسم آن دود به دنباله غماز بماند
صفحهٔ ۱ از ۲