خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد دادجان گریبان پاره کرد و خویش را بر باد داد
۲
ترسم از پرده برون افتم چو گل، کاین باد صبحزان گلستانها که روزی با تو بودم یاد داد
۳
جز خرابی نامد اندر جانم از بنیاد عشقگر چه هر دم دیده خون تو درین بنیاد داد
۴
پیش ازین اباد بود این دل که مستی در رسیدوین صلای صوفیان در خانه آباد داد
صفحهٔ ۱ از ۲