خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رب، آن بالا مگر از آب حیوان ریختندیا بسی جان کسان بگداختند، آن ریختند
۲
شیره جانهای شیرین برکشیدند از نخستوین تن نازک ازان شیرینی جان ریختند
۳
هر کجا خوی ریخت از رویت، ملاحت مایه بستچاشنی گیران خوبی در نمکدان ریختند
۴
زین هوس کز ران یکرانت فرو شانند گردآبروی خویش بسیاری که خوبان ریختند
صفحهٔ ۱ از ۳