شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غمزه هایی کرد چشمش با دل این نامرادباز از دال دو زلفم آن الف قد داد یاد
۲
گفته بودم عمرهای اعتمادم با تو بوداین زمان دانستم، ای جان، نیست بر عمر اعتماد
۳
حرف میم آمد دهانت، هست الف انگشت توجز تو کس بر ما چرا انگشت نتواند نهاد؟
۴
با نسیم صبح دادم دل که بر در پیش اوداد بلبل در هوای گلبنی دل را به یاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth