خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۶۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا، می ده که بیرون سبزه های تر دمیدچون خط سبز جوانان نغز و جان پرور دمید
۲
در خیالت، ای خیال ابروانت ماه عیداذهبا قبلی و روحی، بیننا بعد بعید
۳
مثل رویت در بنی آدم کسی هرگز ندیددست نقاش ازل تا نقش آدم برکشید
۴
باد صبح از خاک کویت مژه ای می داد دوشآب چشمم بر سر کویش به هر سو می دوید
صفحهٔ ۱ از ۲