خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذردناخوش آن آب کزین دیده به جویت گذرد
۲
سیل چشمم همه خون است، نکو بشناسیهر کجا گریه عشاق به سویت گذرد
۳
جان به دنباله آن باد رود بوی کنانکاین طرف گه گهی آلوده به بویت گذرد
۴
هر شبی بیخود و دیوانه ام از دست خیالبسکه تا روز در اندیشه رویت گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲