خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۷۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب، این شهره لشکر ز کجا میآید؟که ز عشقش دل خلقی به بلا میآید
۲
فتنه جان من خسته دل آمد چشمشباز بر جان من این فتنه کجا میآید؟
۳
باد مشک از سر زلفش بوزید، ای بلبلبوستان را خبری ده که صبا میآید
۴
عاشقان را به گه رفتن و باز آمدنشدل ز جا میرود و باز به جا میآید
صفحهٔ ۱ از ۲