شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکسی روز وداع از پی محمل می‌شدتو مپندار که آن دلبرم از دل می‌شد
۲
هیچ منزل نشود قافله از آب جدازان که پیش از همه سیلاب به منزل می‌شد
۳
گفتم، از محمل آن جان جهان برگردمپایم از خون دل سوخته در گل می‌شد
۴
ساربان خیمه به صحرا زد و اینم عجب استکه قیامت نشد آن روز که محمل می‌شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth