شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم از بخت گهی شاد نبودجانم از بند غم آزاد نبود
۲
یک دم از عمر گرامی نگذشتکان همه ضایع و بر باد نبود
۳
گر ببینی دل ویران مراگوییا هیچ گه آباد نبود
۴
کافری رخت دلم غارت کردشهر اسلام و سر داد نبود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth