شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاددین قلندر گرفت، خانه یغما نهاد
۲
دل که به تسبیح داشت در خم زنار بستسر که به محراب بود پیش چلیپا نهاد
۳
گفت صنم، «زان ماست، هر که همه تر کند»داشت کهن خرقه ای، در خم صهبا نهاد
۴
پایه آن آفتاب هست بغایت بلندکس نرسیدش جز آنک بر دو جهان پا نهاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth