شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار قبا چست کرد، رخش به میدان بریداین سر و هر سر که هست در خم چوگان برید
۲
غمزه زن ما رسید، ساخته دارید جانیوسف ما چون رسید، مژده به کنعان برید
۳
از رخش امروز اگر توشه شود نعمتیبهر چه فردا به خلد منت رضوان برید؟
۴
دست به دامان او نیست به بازوی کسبوالهوسان فضول، سر به گریبان برید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth