خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ کس از باغ و بر بوی وفایی ندیددر همه بستان خاک مهرگیایی ندید
۲
رسم قلندر خوش است بی سرو پا زیستنکار جهان را کسی چون سرو پایی ندید
۳
مرد ز عقد کسان در مرادی نیافتاهل ز نقد خسان کاه ربایی ندید
۴
هم نفسان را خرد بیخت به غربال صدقدر دل ویران شان گنج وفایی ندید
صفحهٔ ۱ از ۳