شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون بینم اینکه رویت در چشم دیگر آیدکز دیده های خود هم چشم مرا در آید
۲
چون از حسد بمیرم آن دم که تو در آییچون جان عشقبازان با تو برابر آید
۳
خام است کز تو جویم بر خود نوازشی راشاهین ز بهر زحمت نزد کبوتر آید
۴
اشکم رسید و دریا بازم به لب در آمددستم بگیر زان پیش، اکنون که برتر آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth