خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر بار کان پریوش در کوی من در آیدبیهوشیی ز رویش در مرد و زن در آید
۲
من در درون خانه دانم که آمد آن مهکز هر طرف به خانه بوی سمن در آید
۳
رشک آیدم ز بادی کاید به گرد زلفشور خود غبار باشد در چشم من در آید
۴
یوسف رخا ز چشمم دامن کشان گذر کنتا دیده را نسیمی زان پیرهن در آید
صفحهٔ ۱ از ۲