شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟مردند دردمندان، جان، آن برون نیامد
۲
نظارگی ز هر سو در انتظار رویتدادند جان بر آن در، سلطان برون نیامد
۳
جانم فدای یاری کو در دلی چو در شدبیرون نرفت از دل تا جان بیرون نیامد
۴
تیری که زد ز غمزه، لابد به سینه آمدسینه شکاف کردم، پیکان برون نیامد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth