خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بر عذار سیمین زلفش دوتو نماندآویخته دل من در تار مو نماند
۲
حیران نماند، نی نی آنکو بدید رویشدر کار خویش ماند، حیران درو نماند
۳
بردار پرده، جانا، بنما حقیقت جانتا خلق بی بصیرت در گفتگو نماند
۴
زان رخ مناز چندین، دانی که در جوانینیکو بود همه کس، لیکن نکو نماند
صفحهٔ ۱ از ۳