شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل شد ز دست ما را با یار ما که گوید؟وین درد سینه ما پیش دواکه گوید
۲
من غرق خون همه شب، او خود به خواب مستیآنجا که اوست از من این ماجرا که گوید؟
۳
گفتم که چند بر ما نامهربانی آخر؟تا مهربان ما را پیغام ما که گوید؟
۴
ای جان خسته، یارت گر در عدم فرستدچون تو از آن اویی او هر کجا که گوید؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth