خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین پیشتر چنین دلت از سنگ و رو نبودو آزار دوستانت برین گونه خو نبود
۲
پیوسته عادت تو چنین بود در بدییا خود همیشه عادت خوبان نکو نبود
۳
آن کیست کو بدید در آن روی یک نظر؟وانگاه تا بزیست در آن آرزو نبود
۴
لاغر تن مرا ز خم زلف وارهانانگار کت به زلف یکی تار مو نبود
صفحهٔ ۱ از ۳