خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد آمد و ز گمشدهٔ من خبر ندادزان رو غباری از پی این چشم تر نداد
۲
آمد بهار و تازه وتر شد گل و صبازان سرو نوجوان خبر تازه بر نداد
۳
خوشوقت بادکش گذری هست از آن طرفهر چند دورماندهٔ ما را خبر نداد
۴
من چون زیم که هیچگه آن نوبهار حسنبویی ز بهر من به نسیم سحر نداد
صفحهٔ ۱ از ۳