خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل جز ترا به سینه درون جایگه ندادوین مملکت زمانه به خورشید و مه نداد
۲
آبش مباد ریخته، هر چند زان زنخصد تشنه را بکشت که آبی ز چه نداد
۳
صوفی که خاک نیست سرش در ره بتانگفتش به سر زنید که پیرش کله نداد
۴
دیدن به خواب هست گنه، لیک دوزخی ستآن کس که در جمال تو داد گنه نداد
صفحهٔ ۱ از ۲