شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل بی رخ تو در گل و گلشن نه ایستادخاطر به سوی لاله و سوسن نه ایستاد
۲
دامن کشان به نازکشی تا روان شدییک پای اهل زهد به دامن نه ایستاد
۳
عاشق جهان گرفت که تاب رخت نداشتبلبل به دشت رفت و به گلشن نه ایستاد
۴
بین سخت جانیم که چسان می زیم هنوز؟تیر مژه به دل که بر آهن نه ایستاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth