شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز آن سوار مست به نخچیر می روددستم ز کار و کار ز تدبیر می رود
۲
ای کاشکی که بر دل خونین من رسدآن تیر او که بر دل نخچیر می رود
۳
او اسپ می دواند و ما کشته می شویملشکر هلاک می شود و میر می رود
۴
نقاش چین به قبله محراب ابرویشاز بهر توبه کردن تصویر می رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth