شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم تو خفته ایست که در خواب می رودزلف تو آفتی ست که در تاب می رود
۲
هندوی سنبل تو چه دزد دلاور است؟کو شب به روشنایی مهتاب می رود
۳
هر دم ز شور پسته شیرین تو مرادامن پر از سرشک چو عناب می رود
۴
گشتم در آب دیده چنان غرق کاین زمانصد نیزه برتر از سر من آب می رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth