خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبها اسیر دردم و خوابم نمیبردوین آب دیده سوزش و تابم نمیبرد
۲
جور زمانه برد ز من هرچه بود، وایکاین درد عاشقی و شتابم نمیبرد
۳
عمرم به بتپرستی و مستی گذشت، هیچخاطر به سوی زهد و ثوابم نمیبرد
۴
گرچه خوش است شربت صافی، ولی چه سود؟کز سینه تشنگی شرابم نمیبرد
صفحهٔ ۱ از ۳