خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر روز چشم من به جمالی فرو شوداین دل که پاره باد گرفتار او شود
۲
ای روی این دو دیده بدبین من سیه!تا بهر چه به دیدن روی نکو شود؟
۳
شوخی که دل ز من ببرد وز برای لاغآید درون سینه و در جستجو شود
۴
گویم بگوی با من مسکین حکایتیگوید میان هر دو لبم گفتگو شود
صفحهٔ ۱ از ۳