شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاری ست در سرم که به سامان نمی شوددردی ست در دلم که به درمان نمی شود
۲
می کن به ناز خنده که دیوانه تر شومدیوانگی من چو به پایان نمی شود
۳
رخسار می نمایی که خوش لذتی ست، آنکجان کندنت ز دیدنت آسان نمی شود
۴
جانم فدای نرگس او باد هر زمانخون می کند هزار و پشیمان نمی شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth