شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر من کنون که بی تو جهان تیره فام شدای شمع جان، در آی که روزم به شام شد
۲
تو خوش به ناز خفته که عیشت حلال بادتمسکین کسی که خواب به چشمش حرام باشد
۳
هر مرغ شاد با گل و هر سرو در چمنبیچاره بلبلی که گرفتار دام شد
۴
ناز و کرشممه ای که کنی هر دم، ای صبامی زیبدت که پیش تو سلطان غلام شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth