خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز این دلم خدنگ بلا را نشانه شدوین زهر ماروش به سوی ما روانه شد
۲
بیدار بخت ما که تو دیدی، به خواب رفتوان عیشهای خوش که شنیدی، فسانه شد
۳
عقلی که در فراخی عیشم رفیق بودچون دید تنگی دل من بر کرانه شد
۴
مرغی که آسمان قفس بود میهمانبنگر قفس شکست و سوی آشیانه شد
صفحهٔ ۱ از ۳