شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن خون که گاه مستی از آن مست ما چکداز زلف فتنه بارد و از جان بلا چکد
۲
شوید چو رخ به صبح، کند غرقه خلق راهر قطره ای که از رخ آن آشنا چکد
۳
ای زاهد، از دعای بد ایمن مشو که شبمستان دعا کنند، که خون از دعا چکد
۴
جام لبت که محتشمان را حلال بادزو جرعه ای چه باشد، اگر بر گدا چکد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth