شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی که دلبرم از بام همچو ماه برآیدز جان سوخته ام صد هزار آه بر آید
۲
به منزلی که گذشتی ز آب دیده ام، ای جانهزار لاله خونین ز خاک راه برآید
۳
ز پرده چون به در آیی برای دیدن رویتهزار یوسف کنعان ز قعر چاه برآید
۴
چه عشوه، و چه کرشمه، چه دلبریست که چشمت؟همه به مردم مسکین بیگناه برآید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth