شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کمند زلف تو عشاق را به کوی تو آردز بهر بند کشی چشم فتنه جوی تو آرد
۲
هزار کوه غم از دل به یک نظر بربایدهر آن نسیم که بوی مرا ز کوی تو آرد
۳
ز باد خسته شوم چون به گرد روی تو گرددولی ز لطف صبا شاکرم که بوی تو آرد
۴
کجا گریز کنم از تو هر طرف که گریزمخیال زلف توام موکشان به سوی تو آرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth