شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۸۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مبند دل به جهان کاین جهان پشیز نیر زدبه هیچ چیز مگیرش که هیچ چیز نیرزد
۲
اگر چه عاقل داننده بر زمانه بخنددبه خنده لب افشان به هیچ چیز نیرزد
۳
کلاه مرتبه خویش بین و تنگ مکن دلکه با قبای تو نه چرخ یک طریز نیرزد
۴
ز زشت‌خوبی هم‌صحبتانِ دهر حذر کنکه خوی زشت بدان صحبت عزیز نیرزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth