خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز حد گذشت غم ما و آن نگار نپرسیدبگو که با که توان گفت غم که یار نپرسد
۲
دلم ازوست فگار و مباد هیچ گزندشاگر چه هیچ گه او زین دل فگار نپرسد
۳
بگو که دیدن من هر چه طالع آمدی آخربه مردن آنکه رود طالع و شمار نپرسد
۴
به درد عشق بمیرم، دوای خویش نپرسمکه عاشقم من و عاشق صلاح کار نپرسد
صفحهٔ ۱ از ۳