خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۸۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گمان مبر که مرا هیچ کس به جای تو باشدقسم به جان و سر من که خاک پای تو باشد
۲
اگر به تربتم آیی هزار سال پس از منشکفته بر سر خاکم گل وفای تو باشد
۳
غم تو خاک وجودم به باد داد و نخواهمغبار خاطر گردی که در هوای تو باشد
۴
غریب نیست که بیگانه گردد از همه عالمهر آن غریب که در شهر آشنای تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۲