خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نماز شام که آن مه مرا جمال نمودز نقش ابرو دیوانه را هلال نمود
۲
ز بس که روز و شبم در خیال اینم کشتکه شب گذشت به پیش و مرا خیال نمود
۳
ندانمش ز کجا پرسش دلم می کرددوید گریه خونین ز چشم و حال نمود
۴
دلم ببرد، گرفتم که دزد دل بنمابه ناز خنده دزدیده کرد و خال نمود
صفحهٔ ۱ از ۳