شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۹۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل رسید و هرکسی سوی گلستان می‌روددر چمن‌ها هر طرف سروی خرامان می‌رود
۲
شد جهان زنده به بوی گل، ولی من چون زیمکز گلم بوی کسی می‌آید و جان می‌رود
۳
عاشقان گریان و مست ما که نوشش باد میمی به کف سوی چمن در عین باران می‌رود
۴
کوری آن دیده محروم باز آن نازنینبر بساط نرگس تر مست و غلتان می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth