خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۹۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل مرا چو ز روی تو یاد می آیدهزار شادی در دل زیاد می آید
۲
تو پای خویش فراموش کرده ای از حسنکجات از من سرگشته یاد می آید
۳
غم تو در دلم آتش نهاد و از لعلتصد آتش دگر اندر نهاد می آید
۴
سواد چین شده زلفین تو که هر سحرمنسیم مشک افشان زان سواد می آید
صفحهٔ ۱ از ۲