شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن شب که چشمم بر آن نای بودمژه هر زمان اشک پالای بود
۲
بیا، ای جهان، بر سر من بگردکه این سر شبی زیر آن پای بود
۳
تنم بر در دوست پامال گشتچه تدبیر چون خاک آن جای بود؟
۴
شب دوش هم بد نبود از خیالاگر چه دراز و غم افزای بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth