خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمدزجام لاله بلبل مست گشت و در فغان آمد
۲
شرابی خورد غنچه از هوای ابر در پردهصبا ناگه لبش بوسید و بویش در دهان آمد
۳
میان غنچه و گل از پی زر بود اشکالیگشاد آن عقده مشکل، صبا چون در میان آمد
۴
نفیر بلبلان نگذاشت خوردن چشم نرگس راشبی گر خواب اندر دیده آن ناتوان آمد
صفحهٔ ۱ از ۲