خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن شبی که سرم زیر پای یار بمانددو دیده در ره آن سرو گلعذار بماند
۲
شرابها که کشیدم به روی ساقی خویشبرفت از سر و درد سر و خمار بماند
۳
چراش سیر ندیدم که زود گشتم مستمرا درون دل این داغ یادگار بماند
۴
گر آب خضر خورم درد سر دهد که مرابه کام لذت مهمان خوش گوار بماند
صفحهٔ ۱ از ۳