خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل آمد و ز دوست صبایی نمیرسدز باغ وصل مهرگیایی نمیرسد
۲
هنگام برگ ریز حیاتم شد و هنوززان نوبهار حسن صبایی نمیرسد
۳
ما با سموم بادیه هجر هم خوشیمگر زان شکوفه بوی وفایی نمیرسد
۴
من چون زیم که هیچ شبی نیست کاین طرفزان غمزه کاروان بلایی نمیرسد
صفحهٔ ۱ از ۳